تبليغاتX
پائیز نامه -
تو دنبال جوانی و امیدی
برایت پیر بودم من،ببخشید
ببخشیدم اگر پنداشتم من
تورا باید به جان خسته بخشید
||||
اگر بی رونقم از شوق خالی
ببخشیدم اگر رو به زوالم
ببخشیدم اگر مستحضر هستید
که باغی پیر،خالی از نهالم
||||
!سزاوار تو این مانداب؟هرگز
تو ای معیار هر اشک مطهر
که گردت صد هزاران لاله داری
ببخشیدم تو ای سرو معطر
||||
عبث بود آنچه می پنداشتم من
جوانی را به پایت پیر کردم
دم آخر فقط آگه شدم حیف
تورا با غصه ها درگیر کردم
||||
بر این اسرار مهر درد باید
من از خاکی قدیمم تو گلی نو
دلیل حزن این موج پریشان
ببخشیدم،فقط تنها تویی،تو
||||
ببخشیدم اگر آن سرو بالا
صدای هق هق ام را هیچ نشنید
کنون بر روی لب یک دم روان است
!!بخشیدم، ببخشیدم، ببخشید
*************************
i`m so, so sorry!
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:5 قبل از ظهر توسط پائیز |