تبليغاتX
پائیز نامه -
!پري يعني همه چيز، اين سروده براي پاك ترين تصور هستي ست. براي خواهر كوچكم، پريسا
*******تولدت مبارك*******
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
!پري
تفاوت ما در عبور نوري است
كه صبحدم، با تراوش خورشيد، بروي لبهايت
!به سوي هر غريبه اي ،سلام مي شود
پري، به جان شما، طفلك اين دلم هر روز
سرك درون اتاق شما اگر نكشد
وگر يادتان به خاطر حقير، شبي سري نزند
به گوشه اي خميده، غريب، مي شكند
!پري
!همه پاكان سري و تو هم يك سري
حوالي اعجاز / تلاقي اشراق / زمين سكوت و سپهر پاك عبور
هميشه بوده اي آنجا ، ولي
...پري ، تو از همه شان بهتري
اگر صلاح بداني به جاي غزل
تورا به همت قلم، تصوير مي كنم
اينقدر اين پا و آن پا نكن
قابل بدان، بفرما، بيا به دفترم
من با تمام وجود، از تو تقرير مي كنم
..از تو تقدير مي كنم
پري، به قول لب هايت
صريح بايد بود
پري، به قول چشمانت
نجيب بايد بود
پري به قول شما تا نفس به تن جاريست
.
.
پري به قول نگاهت
طبيب بايد بود
پري به نقل مادرمان، دوست، مي بايد داشت
چه كنم، خب تو از دوست هم سرتري
تو از عشق/ تو از مهر / تو از شكوه هم بالاتري
پري، بازي عشق هم بهانه بود ، تا بگويمت
لاف نيست! ؛
تو از الهه ي عشق هم عاشق تري
كنار تو عمرم، عزيزم ، ببين
!پري، واژه ها هم پريسا شدند
************************
!اي دو دستان شما كوته باد
!ياس را له نكنيد
ياس را پرپر و خشكش نكنيد
ياس آئينه ي احساس من است
ياس را محو لگدهاي عزيمت نكنيد
ياس را بي بن و گلدان نكنيد
..ياس را له نكنيد
************************
!بخور-
!نمي خورم-
!بخور! براي تو خوب است-
!گفتم نمي خورم-
!بخور ، به نفع تو خواهد بود-
!نه، هرگز نمي خورم-
بخور-
مگر گرسنه نيستي؟
!!مگر تو تشنه نيستي؟ بخور وگرنه زنده نيستي
!بخور
گفتم نمي خورم-
مرا بكشيد، تكه تكه ام هم اگر بكنيد
!قسم به سود شما و به زيان ايران نمي خورم
!!!نه .. من نمي خورم
************************
به قباي آرامش تو نيازمندم من
بكشي بروي بازوان عريانم
تو، مه آسا، رضايت مرا وقتي ببين
كه نشسته اي به شكل اشك
ميان مژگانم
^
گاهي ميان هزار تو در توي بي حاصل
تبخير مي شوي و بخار مي ماني بروي آينه هاي بي تابي
بنشسته چون صولت غربت فراموشي
آواز روشن سوسوي چشمانت
سردرگمي هاي مرا، فانوس ره نماي بيابان هاست
^
من
خاطرات تورا در صندوقي قديمي
زير صخره هاي مرجاني دلم
آنچنان كه شوق در چشمان يك دزد دريائيست
پنهان نموده ام
و تمام چشمانت را نورديده ام
از سردترين قطب؛ تا گرم ترين استوا
با عطر تپش هاي تنت در آميخته ام
!اي همه قطب نماهاي پاكي جو، به سوي تو قيام مي كنند
ساحل بياراي
..كه من تازه از راه رسيده ام
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط پائیز |